قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ
سفارش تبلیغ
صبا
محبوب ترین کارها نزد خداوند، شتاب دربه جا آوردن نماز در اوّلِ وقتش است . [رسول خدا صلی الله علیه و آله]

گل نرگس
خانه | ارتباط مدیریتبازدید امروز:0بازدید دیروز:0تعداد کل بازدید:6279

احسان توکلی :: 86/8/24::  11:30 عصر

 

 

 

محی الدین اربلی می گوید :

نزد پدرم نشسته بودم ، مردی را کنار او دیدم که چرت می زند . ناگهان عمامه اش افتاد و زخم بزرگی که در سر داشت ؛ نمایان شد .

پدرم از او پرسید : این زخم چیست ؟

 گفت : زخمی است که در جنگ صفین برداشته ام !

ما گفتیم : چه می گویی ؟ قرن ها است که از واقعه ی صفین می گذرد ؟

او گفت : در سفری با شخصی همسفر شدم ، در راه مصر بودیم ، در راه غزّه (نام محلی در فلسطین) با او در مورد جنگ صفین صحبت می کردم او گفت : اگز من آن زمان در جنگ صفین حضور داشتم شمشیرم را از خون خواهی علی (ع) و یارانش سیراب می نمودم .

من در پاسخ گفتم : من هم اگز در آن ایام بودم شمشیر را از خون معاویه و یارانش سیراب می نمودم . حالاهم دیر نشده است من و تو می توانیم با هم در دفاع از علی و معاویه بجنگیم .

در این اثنا ، حالت جدی به خود گرفته و با هم در آویختیم ، معرکه ی عجیبی برپا کردیم ، ضربات کاری شمشیر میان من و او رد و بدل شد ، من از ناحیه ی سر مجروح شده و در اثر آن ، از هوش رفتم . از خود بی خود شدم و افتادم و نفهمیدم چقدر طول کشید ، ناگاه احساس کردم که کسی مرا با گوشه ی نیزه بیدار می کند .

چشمانم را گشودم ، او از اسب پایین آمد و بر زخم سرم دستی کشید . احساس کردم که دیگر دردی ندارم . آنگاه رو هب من کرد و فرمود : همین جا باش تا بیایم . ناگهان از مقابل دیدگانم ناپدید شد ، مذتی نگذشت که دیدم سر بریده ی دشمنم را در دست گرفته و چهار پایان او را با خود می آورد .

وقتی به نزد من رسید فرمود : این سر دشمن تو است ، چون تو مارا یاری کردی ما نیز تو را یاری کردیم . چنان که خداوند کسی که او را یاری کند آن را یاری می نماید .

عرض کردم : شما که هستید ؟

فرمود : م ح م د بن حسن . و هرکه از تو درمورد زخم سرت پرسید بگو : در جنگ صفین مجروح شده ای .       



  • کلمات کلیدی :

  • لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    ::تعداد کل بازدیدها::

    6279

    ::آشنایی بیشتر::
    ::لوگوی من::
    گل نرگس
    ::لوگوی دوستان::







    ::لینک دوستان::
    ::اشتراک::